گزارش درس اخلاق استاد حجت‌الاسلام استادی

آنچه در جلسات پیش مطرح شد:

  • جایگاه “امامت” در بین تسنن و تشیع؛ 1.آیا عدالت شرط است؟ 2.تقدم بر فاضل ممکن است؟
  • امامت استمرار راه نبوت است پس شرایط آن را هم دارد.
  • حکمت‌های امامت (چهار حکمت)

بررسی امامت در قرآن

امامتِ حضرت ابراهیم(علیه‌السلام)

(و پروردگار ابراهيم او را به كارى چند بيازمود و ابراهيم آن كارها را به تمامى به انجام رسانيد. خدا گفت: من تو را امام مردم گردانيدم. (ابراهیم) پرسید: فرزندانم را هم؟ (خداوند) گفت: پيمان من ستمكاران را در بر نگيرد.)

این آیه ظاهرا از اواخر عمر حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) است، با توجه به قرائن و دیگر آیات. از جمله: (سپاس خدايى را كه در اين پيرى اسماعيل و اسحاق را به من عطا كرد. پروردگار من دعاها را مى‌شنود.)، ایشان تا پیری فرزندی نداشتند، درحالی که معنایی ندارد وقتی فرزندی نداشته‌اند و امیدی نیز به داشتن فرزند نبوده برای فرزندانشان دعا کنند.

اینکه می‌گوییم امیدی به داشتن فرزند نداشتند هم دلیل قرآنی دارد، برای حضرت مهمان آمد، حضرت بسیار مهمان‌نواز بودند، ضمن خوش آمدگویی، غذایی تهیه کردند، گوساله‌ای داشتند که آن را ذبح کردند و پختند، و پیش‌روی مهمانان گذاشتند، بعد از آنکه مهمانان دست به غذا نزدند، حضرت رو به مهمانان کردند و گفتند “إِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ” یعنی ما از شما بیمناکیم، این ترس به خاطر سنتی بود که در آن زمان و زمانهای بعد و حتی در عصر ما در میان بعضی از اقوام معمول است که هرگاه کسی نان و نمک کسی را بخورد به او گزندی نخواهد رساند و خود را مدیون او می‌داند و به همین دلیل، دست نبردن به سوی غذا دلیل بر قصد سوء و کینه و عداوت است.

مهمانان (فرشتگان) گفتند: نترس ، ما تو را به پسرى دانا بشارت مى‌دهيم. حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) در جواب پرسید: آيا مرا بشارت مى‌دهيد با آنكه پير شده‌ام؟ به چه چيز بشارتم مى‌دهيد؟ گفتند: به حق بشارتت داديم، از نوميدان مباش. از طرفی همسر ایشان ساره خاتون نیز از خبر فرزند دیگرشان حضرت اسحاق (علیه‌السلام) اظهار شگفتی کردند!

امامت مقامی بالاتر از نبوت

این قضیه خود نشانِ از توقع نداشتن حضرت برای فرزندآوری است و اینکه خود و همسرشان شرایط معمول برای این موضوع را نداشتند. در نتیجه آیه مورد بحث بعد از اجابت خواسته ایشان و در اواخر عمر بوده، بنابراین امامت مقامی بالاتر از نبوت است وگرنه معنایی نداشت بعد از مقام نبوت از خداوند امامت را طلب کنند، و نکته دیگر درخواست آن برای فرزندان و نسل خود است، و این نشان دهنده اهمیت مقام امامت دارد.

نکته ادبی آیه

با بررسی نکات ادبیاتی آیه می‌فهمیم که این امامت چیز جدیدی بوده، امام در آیه مفعول دوم جاعلک است، جاعلک اسم فاعل است که از این جهت نکته‌ای را در بر دارد، اسم فاعل درصورتی عمل می‌کند (و اِعراب می‌دهد) که دارای زمان حال یا آینده باشد.

شرط عدالت در امامت

نکته جالب توجه دیگر، پاسخ خداوند است که می‌فرماید امامت به ظالمین نمی‌رسد و خود اثبات کننده‌ی بحث شرط بودن عدالت در امامت است. اینکه امام باید غیرظالم باشد، ظلم معنی اعمی دارد، در صحاح و قاموس آمده: اصل آن بمعنى ناقص كردن حق و يا گذاشتن شى‌ء در غير موضع خودش است‌، در نهايه گفته شده اصل ظلم یعنی تجاوز از حدود، راغب هم گفته: ظلم نزد اهل لغت و بسیاری از علما به معنی گذاشتن چیزی در غير موضع خودش است ، بنابراین اگر این آیه را دلیل بر عصمت تامه ندانیم، قطعا امام باید دارای عصمت از کبائر باشد آنچنان که در شرط عدالت بیان شد.

علم ائمه و انبیاء

آیا انبیاء و ائمه (علیهم‌السلام) به همه مسائل و بدون اراده علم داشته‌اند؟ برای پاسخ به این پرسش نیازی به توضیحات زیادی نیست، در یک تامل و بررسی متوجه می‌شویم اگر ائمه از همه‌ی امور بدون توجه و نیاز علم می‌داشتند، امتحاناتی که باعث ارتقای آنان می‌شد معنی‌ای نداشته، مثل قضیه ذبح حضرت اسماعیل.

دستور ذبح حضرت اسماعیل (علیه‌السلام) ، از امتحانات حضرت ابراهیم (علیه‌السلام)

مسئله‌ی دستور به ذبح حضرت اسماعیل(علیه‌السلام)، نکات دقیق و مهمی دارد، بعد از سالها انتظار و درخواست، حالا که در پیری هستید خدا فرزندی به شما می‌بخشد، آن هم فرزندی که دوستش دارید و فرزند صالح است. اعتماد کامل حضرت ابراهیم(علیه‌السلام) و تبعیت کامل، و این امتحانات بود که موجب شد لیاقت حضرت برای امامت اثبات شود.

در زمان‌های قدیم ذبح انسان اتفاق می‌افتاده، مثلا برای نذر یا … در میان اقوام جاهل و گمراه، حال راهی که حضرت ابراهیم(علیه‌السلام) نهی می‌کرده، خود مامور به آن می‌شود، ابتلا یعنی آزمایش و امتحان، و قاعدتا برای مقامی مثل امامت این آزمایش ها کوچک نیستند. به همین دلیل برخی مفسرین و اهل تحقیق ابتلا را به معنی شکوفاسازی استعدادهای بالقوه سعادت‌ساز یا شقاوت‌بار انسان به کمک اوامر و نواهی الهی و حوادث فردی و اجتماعی دانسته‌اند.

تفاوت نبی و امام

شاید این سوال پیش بیاید که خب، نبی و امام چه تفاوتی باهم دارند، امام راه را نشان می‌دهد؟ این معنی کاملی نیست، انبیاء هم راه را نشان می‌داده اند و اینکه امامت و نبوت یکی باشد با بالاتر بودن آن منافات دارد، اما در واقع امام تنها راه را نشان نمی‌دهد بلکه ما را به مقصد هم می‌رساند، برای همین در فارسی، ما به امام، پیشوا و رهبر می‌گوییم چراکه پیشرو و در خط مقدم هدایت جامعه است، این با صِرفِ گفتار و هدایت لفظی متفاوت است.

امام ما را به مقصد می‌رساند

در حالی که نبی کسی است که ما را در بُعدِ تشریعی هدایت می‌کند، امام بیش از تشریعیات،این ولایت را در بُعدِ تکوینی و عملکردهای ما نیز دارد.

منابع

  • ۞ وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ۖ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
  • (آیه 124 سوره بقره)
  • الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ ۚ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ (39 / سوره ابراهیم)
  • برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش،ج2، ص536)
  • تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول، جلد 7 – صفحه 120
  • قَالُوا لَا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ عَلِيمٍ – قَالُوا بَشَّرْنَاكَ بِالْحَقِّ فَلَا تَكُنْ مِنَ الْقَانِطِينَ – قَالُوا بَشَّرْنَاكَ بِالْحَقِّ فَلَا تَكُنْ مِنَ الْقَانِطِينَ (52 الی 54 / حجر)
  • در صحاح و قاموس آمده: «الظُّلْمُ‌ وَضْعُ الشَّيْ‌ءِ فِي غَيْرِ مَوْضِعِهِ». در نهايه گفته: «أَصْلُ‌ الظُّلْمِ‌ الْجَوْرُ وَ مُجَاوَزَةُ الْحَدِّ». راغب گويد: «الظُّلْمُ‌ عِنْدَ أَهْلِ اللُّغَةِ وَ كَثِيرٍ مِنَ العلماءِ وضعُ الشّي‌ءِ فِي غيرِ موضِعِهِ … و الظُّلْمُ‌ يُقَالُ فِي مُجَاوَزَةِ الحَقِّ …» ( http://lib.eshia.ir/71428/4/270 )
  • الفروق اللغویه، ابوهلال العسکری، ج۱، ص۱۰، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، ۱۴۲۶هـق.
  • المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمد حسین، ج۴، ص۳۶، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷هـ.
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن