قانون و مردم فدای لیبرالیسم / لیبرال‌های ایرانی!

هرازآگاهی، عده‌ای از رسانه‌های غربی، بحث «جمهوری اسلامی» و تفاوت آن را با «جمهوری» به میان می‌آورند. مثلا می‌گویند در ایران قدرت واحدی وجود ندارد و مشخص نیست چه فرد یا نهادی محور حکومت است اما در کشورهای دیگر خصوصا ایالات متحده امریکا قانون حکمفرماست و همه چیز براساس قانون پیش می‌رود! دموکراسی، آزادی و حقوق بشر از جمله کلیدواژه‌های غربی درباره سیاست و حکومت‌داری است؛ اما به راستی این حرف که «نظام حکومتی کشورهای دیگر براساس نظر مردم و قانون اداره می‌شود» چقدر صحت دارد؟ آیا کشورهایی نظیر کانادا که پایگاه مفسدین اقتصادی است یا انگلیس که خبرگزاری مرکزی علیه جمهوری اسلامی ایران است، در ادعای خود مبنی بر حمایت از دموکراسی و مردم صادق‌اند؟

نظام حکومتی فسیل انگلیس، کانادا و استرالیا

درحالی رسانه‌های غربی از تجدد و دموکراسی می‌گویند که انگلیس بعد از گذشت قرن‌ها ملکه داشته و این ملکه نه تنها دکوری نیست که قدرت تایید یا خلع نخست وزیر را داراست.

بالاترین مقام اجرایی هرسه این کشورها نه توسط مردم که توسط ملکه انگلیس نصب و عزل می‌شوند. با این وجود همین انگلیس و کانادا مدعی آزادی و دموکراسی هستند!

چطور کشوری که نخست وزیرش منصوب سلطنتی است و به دستور او و با اجازه‌ی ملکه حق انحلال مجلس را هم دارد یا کشوری که سلطنتی مشروطه است یا کشوری که بالاترین مقام آن باید توسط ملکه انگلیس تایید شود، می‌تواند از مردم‌سالاری و آزادی و «جمهوری» حرف بزند؟!

نظام سیاسی امریکا؛ بر محور سرمایه‌داری

بابت همین موضوع، یعنی منسوخ بودن و استبدادی بودن حکومت انگلیس و کشورهای تحت نفوذ آن، همیشه حرف از سیستم حکومتی آمریکا به میان می‌آید؛ اما در آمریکا حکومت چگونه است؟ آمریکا دارای یک جمهوری مطلق نیست بلکه مبتنی بر لیبرالیسم یا همان سرمایه‌داری است. به عبارت دیگر همچنان که چارچوب سیاست‌های کلی نظام ایران «اسلام» است، چارچوب نظام ایالات متحده «حفظ و حمایت از سرمایه‌داران» می‌باشد.

برای بررسی حکومت ایالات متحده لازم است به نکاتی توجه فرمایید، اول اینکه در قضیه استیضاح دونالد ترامپ رییس جمهور آن، دیدیم که مبنای رأی دهی یک مسئله حزبی و نه قانونی بود، همه دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان به استیضاح رای دادند و همه جمهوری‌خواهان آن را رد کردند.

در مرحله بعد مجلس سنا وجود دارد که با اکثریت جمهوری‌خواه علی‌القاعده رویه استیضاح را به شکست می‌رسانند.

بنابراین این نکات باید لحاظ شود:

۱. عملا در نظام سیاسی آمریکا افراد جزو دموکرات‌ها یا جمهوری‌خواهان هستند، فرد مستقلی وجود ندارد، البته ادعای استقلال ترامپ هم مطرح بود اما اینگونه تبلیغات صرفا برای جذب نظر مردم و افزایش آراء است. چراکه یک فرد یا با موافقت همه دموکرات‌ها بالا می‌آید یا با حمایت همه جمهوری‌خواهان. درمورد ترامپ رویه دوم وجود دارد که در قضیه استیضاح به روشنی قابل درک است.

۲. اگرچه در همه مراحل مدعی می‌شوند که انتخابات بدون شرط و بدون محدودیت است؛ اما هم شروط مشخصی دارد و هم محدودیت های بسیاری؛ وجود فردی که استقلالا در نظام سیاسی آمریکا فعالیت داشته باشد قریب به محال است، اساسا رئیس جمهور یا مجلسی که اغلب توسط افراد ضد نژادپرستی و ضد صهیونیسم باشد دیده نشده.افراد معمولا تحت‌الحمایة نهادهای نظامی و فناوری اطلاعات، و دیگر شرکت‌های مرفه هستند و فردی وجود ندارد که حامیان او از قشر کارگر و فقیر جامعه باشند. عده بسیاری از اعضای سنا و مجلس یا خود مولتی‌میلیاردر و مولتی‌میلیونر هستند یا تحت حمایت اینطور افرادی.

۳. نفوذ مفسدین اقتصادی در نظام ایالات متحده به حدی است که صرفا گفته یک نماینده مجلس نمایندگان(برای نمونه «ایلهان عمر») موجب تهدید به مرگ و حتی عواقب مالی و اجتماعی سنگینی می‌شود. این سرمایه‌داران برای حفظ دارایی خود و گسترش آن نسبت به حمایت از افراد خاصی اقدام می‌کنند و پس از تبلیغات فراوان، فرد مورد نظر در راستای‌ اهداف و سیاست‌های حامیان اقدام می‌کند.

جمهوری خواهان مورد حمایت فعالین در صنایع نظامی و کشاورزی و معادن هستند، به همین دلیل از دونالد ترامپ حمایت کردند، چراکه او با دوشیدن سعودی و کشورهای منطقه، و از طرفی تحریم و تعرفه بر واردات محصولات کشاورزی، فولاد و… کمک شایانی به افزایش سود این فعالین نمود.

نظام سیاسی آمریکا در حقیقت یک نظام صوری تحت امر سرمایه‌داران کلان صهیونیست است، مسئله‌ای که ترامپ به آن در نشست اخیر با لابی‌های صهیون خود اقرار کرد. با وجود سرمایه‌دارانی که از لباس یهود برای خود استفاده می‌کنند، جای سوالی نمی‌ماند که چرا مردم امریکا باید فدای صهیونیست‌ها شوند، همه توجیهات مذهبی در راستای حمایت از یهود تنها برای دوشیدن مردم ایالات متحده و افزایش سرمایه حامیان سیاسی است.

کار بسیاری از شما معاملات ملکی است و از آنجا که شما را خیلی خوب می‌شناسم قاتلان بی‌رحمی هستید. شما اصلاً آدم‌های خوبی نیستید اما باید به من رأی بدهید. انتخاب دیگری ندارید.

شما قرار نیست به پوکاهانتس (لقب نژادپرستانه‌ای که ترامپ علیه رقیب دموکراتش الیزابت وارن به کار می‌برد) رأی دهید، این را می‌توانم به شما بگویم. شما نمی‌توانید به مالیات بر ثروت رأی دهید.

روزنامه ایندیپندنت (+)

در نتیجه فردی روی کار می‌آید که بیشترین حمایت را از این حامیان کسب کند. اینکه هر فردی بتواند در نظام سیاسی ایالات متحده جایگاهی پیدا کند یک ادعای جاهلانه و اشتباه است. وقتی در نشست حامیان رژیم جعلی صهیونیستی فلسطین اشغالی، بحث پول است، نشان می‌دهد هدف نه دین بوده و نه مردم، که ملاک فقط و فقط پول است.

لیبرال‌های ایران و ساختار مشابه

دقیقا همین دو قطبی اما با عناوین دیگر توسط دو طیف غربگرا در کشور در حال اجراست، این قضیه از اول انقلاب بوده و اگرچه با مخالفت امام خمینی (ره) مواجه شد اما بعلت حمایت افراد دارای قدرت و نفوذ در انقلاب، لیبرال‌ها برای بیش از دو دهه در رکن اجرایی و دورانی هم در رکن قانون گذاری فعال بوده‌اند.

…حضرت امام خمینی ره معتقد بودند که در صورتی که آقای منتظری در جایگاه رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران قرار بگیرند کشور را عملا به دست لیبرال ها خواهند سپرد کما اینکه شواهد تاریخی نیز حاکی از این است که لیبرال ها نیز که از صحنه سیاسی کشور طرد شده بودند تمام چشم امید خود را به دوران پس از رهبری حضرت امام خمینی ره و آغاز رهبری آقای منتظری که در آن مقطع قائم مقام رهبری به شمار می آمدند دوخته بودند…

نامه حضرت امام خمینی (ره) به آقای منتظری (+)

همچنان که گذشت، معیار برای لیبرال‌ها قدرت، و روش جذب آن هم حمایت از ملأ و مفسدین اقتصادی کشور است؛ در نتیجه یک طیف بی‌تدبیر، بدون پایبندی به اصول میهنی و دینی، تنها برای حفظ و تسلط بر قدرت و تامین منافع حامیان خود حرکت می‌کند.

همانند سیستم آمریکا، در ایران نیز پول‌های حمایتی در قالب رسانه همانند فیلم‌های سینمایی و روزنامه، و فضای مجازی به مردم به صورت تبلیغات و مدیریت فکری ارائه می‌شود. این سبک که از آن بعنوان «تغییر نرم» یاد می‌شود در چند سال اخیر برای مدیریت افکار مردم و به تبع مدیریت مسئولین نظام برای تامین اهداف غرب در حال اجرا است.

…آن طور که من احساس کرده ام و از مجموع کارهایی که دارد می شود، فهمیده ام، این است که حمله ی همه جانبه ای سازماندهی شده است…آن کاری که می خواهند بکنند، این است که پشت جبهه ی انقلاب را کلاً در بازوهای خودشان بگیرند، پشت جبهه ی انقلاب مردمند، خط مقدم مسؤولانند، بعد وابستگان شدید به مسئولین، بعداً هم خیل انبوه آحاد ملت، این ها فکر کردند که اگر ما بتوانیم کمندی دور این خیل انبوهی که پشت سر مسئولین بیندازیم و این ها را در اختیار بگیریم، همه چیز حل خواهد شد…

دیدار کارگزاران جمهوری اسلامی (۱۳۷۰/۰۵/۲۳)

سرگرم کردن مردم با موضوعات بدون اولویت و بی‌فایده برای جلوگیری از توجه افکار عمومی به عدالت و مشکلات داخلی اهم، از راهکار های طیف لیبرال است. با وجود تسلط لیبرال ها در غرب، بدهکارترین و وحشی‌ترین و سرکوبگرترین کشورهای عصر حاضر هستند؛ کشورهایی همچون ایالات متحده (بدهکارترین کشور‌ جهان در تاریخ)، انگلیس، فرانسه و… که برای سرگرم کردن مردم خود از سیاست خارجی استفاده می‌کنند و نهایت چیزی که عاید مردم می‌شود سرگرمی به گذشت دوران و انتخاب مجدد افرادی است که در لیست ارائه شده توسط رسانه‌های تحت سلطه مفسدین اقتصادی به مردم داده شده.

نگذارید الگوهای لائیک یا لیبرالیسم غربی یا ناسیونالیسم افراطی یا گرایشهای چپ مارکسیستی خود را بر شما تحمیل کند.اردوگاه شرق چپ فرو ریخت و بلوک غرب فقط با خشونت و جنگ و خدعه بر سر پا مانده و عاقبت خیری برای آن متصور نیست.

اجلاس بین‌المللی بیداری اسلامی (۱۳۹۰/۰۶/۲۶)
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن