بررسی نامه خوئینی‌ها به رهبر انقلاب

چند روز پیش بود که نامه‌ای از سید محمد موسوی خوئینی ‌ها منتشر شد، او در این نامه مسئولیت مشکلات امروزی را بعهده رهبری دانسته و در همه جا به نیابت از مردم سخن گفته! این نامه حواشی زیاد و پاسخ‌های محکم و دقیقی داشته که نیازی به بازگویی نمی‌بینیم، اما به راستی خوئینی‌ها از چه چیزی نزد رهبر انقلاب گله کرده؟

بسم الله الرحمن الرحیم
محضر مقام معظّم رهبری، آیت الله خامنه‌‌ای، دامت برکاته
با اهداء سلام

به‌اختصار، مطالبی را در محضر ملت شریف ایران به استحضار عالی می‌رسانم، به امید آنکه در آن درنگ شود و مایهٔ خیر ملت و کشور و جمهوری اسلامی باشد.

ناگفته پیداست که این نامه بیشتر از آنکه برای رهبر ایران باشد، برای ایجاد جو رسانه‌ای در رسانه های زنجیره‌ای به نفع دولت است، آنگونه که خود او پیش از همه این نامه را برای استحضار ملت از توجیهات خود علیه رهبری فرستاده و نه برای رهبری!

آنچه از مسموعات و مشاهدات و مطالعهٔ گزارش‌ها و تحلیل‌ها دریافت کرده‌ام آشکارا حاکی از آن است که آنچه در ذهن و زبان بسیاری از مردم و در زندگی آنان می‌‌گذرد زیبندهٔ نظامی نیست که با پرچم اسلام به دنیا معرفی می‌شود:

ظاهرا خوئینی‌ها، در این هفت سال، هیچگونه مسموعات، مشاهدات و تحلیلی از وضع کشور نداشته! سال ۹۷ برخلاف دوران ریاست جمهوری هشتم و نهم خبری از رسانه‌های زنجیره‌ای برای نظارت روزانه بر ارز، طلا و کالاهای اساسی نیست! خبری از کاهش ارزش پول ملی و پایین تر شدن ارزش آن از پول سومالی و جیبوتی هم نیست! چرا؟ به یک دلیل ساده آنهم اصلاح‌طلب بودن دولت و مجلس! به راستی آیا وضع معیشت مردم در سال ۹۷ بهتر از امسال بود؟!

در ذهن این مردم باورهایی که پشتوانهٔ استحکام و نیز مقبولیت و مشروعیت نظام اسلامی بود به گونه‌ای روزافزون آسیب دیده و می‌بیند.

بر زبان بسیاری از مردم در کوی و برزن و در برخی محافل و مجالس، سخنانی می‌رود که از عمق بی‌اعتقادی و بی‌اعتمادی نسبت به مدیریت کلان و مدیران کشور حکایت می‌کند.

بی‌اعتقادی و بی‌اعتمادی نسبت به مدیریت کلان اجرایی و مدیران اجرایی کشور در حوزه دولتی و در مجلس گذشته به اوج خود رسید، این یک مسئله مخفی یا تحلیلی نیست! اما مسئله‌ای که جای بررسی دارد، این بی‌اعتقادی نسبت به توانایی چه مدیران و این بی‌اعتمادی نسبت به چه مدیرانی است؟ اصل نظام و یا بی‌اعتقادی به گشایش‌های یک شبه و بی‌اعتمادی به مسئولینی است که پس از چند دهه، صبح هایی ناگهان سر از بالین غفلت برداشته و متوجه ضعف‌های اجرایی خود و همکارانشان می‌شوند!

تورم روزافزون، همراه با کاهش درآمد اقشار گسترده، نه‌تنها زندگی امروز مردم را گرفتار دشواری‌های طاقت‌فرسا کرده که ناهنجاری در درون بسیاری از خانواده‌ها را گسترش داده و آنان را نگران آیندهٔ نامعلوم خود و فرزندانشان ساخته است.

این مشکلات ارتباطی با رهبری ندارند که نیازی به درنگ داشته باشند! مردمی که برایشان نامه نوشته اید مستحضر هستند تمام امور اجرایی در ابعاد اقتصادی و اداری، کشاورزی، صنعت، معدن و تجارت در دست مسئولین منتخب خودشان است! حال باید پرسید که اگر مردم برای رشد اقتصادی و حل معضلات معیشتی انتخابی داشته‌اند، مشکل از کجاست؟ از بی‌عرضگی و ضعف منتخبین و برخی نیروی‌های اجرایی و اداری، یا از انتخاب و اولویت مردم، یا از رهبری و شیوه هدایت ایشان؟ به راستی دیوار کشی و آزادی! یا بی نیازی از مبلغ اندک یارانه، امروز محقق شده؟! اگر نشده چرا؟! از ناتوانی اجرایی بوده یا از موانع نظام؟

علاوه بر این مردمِ گرفتار در تلاطم زندگی و مشکلات طاقت‌سوز معیشتی، بسیارند انسان‌های ناراضی از اوضاع فرهنگی و سیاسی که گرفتار بی‌عدالتی‌های غیرقابل‌انکار شده‌اند.

البته هنوز کم نیستند کسانی که اصلاحِ امور و تغییر وضع نامطلوب کنونی را از عالی‌ترین جایگاه مدیریت کشور انتظار می‌کشند. در چشم این خیل عظیم، اوضاع غیرقابل‌دوام‌ امروز صرفاً معلول تصمیمات مدیرانی که می‌آیند و می‌روند نیست (که البته این آمدن‌ها و رفتن‌ها هم خارج از چارچوب ارادهٔ عالی و حاکم بر کل مقدرات کشور نیست). از نگاه مردم، شیوهٔ مدیریت در بالاترین سطح، و قدرتِ نافذ آن، نقش‌آفرینِ اصلی در تمام یا اکثر مهامّ امور کشور است.

اوضاع اقتصادی کشور دقیقا به ضعف و نالایقی آمدن و رفتن‌هایی است، که جز یک فرد همگی از دوستان و هم‌حزبی‌های خوئینی‌ها بوده، با یک نگاه کلی در تاریخ نیروی اجرایی کشور، می‌بینیم که از بازرگان و بنی‌صدر و نخست وزیری موسوی، تا خاتمی و روحانی، هیچکدام به صورت کامل و حقیقی ذیل مشی جمهوری اسلامی و اصول آن نیستند، معمول این افراد یا خائن هستند، یا نگاه به آمریکا داشتند و اقتصاد وارداتی، مسئولین با مانور تجمل و … از همین مسئولین نشأت گرفته، خوئینی‌ها باید پاسخ دهد که حزبی که او عضو ارشد آن است، بیش از دو دهه امور سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بین‌الملل را بعهده داشته، در این دو دهه که دولت و مجلس در دست نیروهای حزبی‌اش بوده چرا متوجه این مشکلات نشده بوده؟ او باید پاسخ دهد که اگر امروز ما از تحریم رنج می‌بریم، یا شروع آن از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا بوده که خود سردسته تسخیر کنندگان بوده آنهم بدون اذن امام خمینی، اگر سال ۸۸ بوده که مجلس ششمی که درخواست تحریم ایران را به آمریکا فرستاد از حزب خودش بوده و موسوی‌ای که آبروی انتخابات را برد و باعث تشدید تحریم‌ها شد هم از حزب و همفکران خودش بوده، او باید بگوید چرا برای مشکلات اجرایی نزد رهبری گله می‌کند درحالی که این مشکلات ناشی از بی‌تدبیری همکاران او بوده و هست! اگر منظور او از گله به رهبری هم نه ضعف اجرایی که محدودیت های سیاست خارجه در قبال ایالات متحده است، خوئینی‌ها بگوید هفت سال گذشته برجام روحانی و پروتکل الحاقی خاتمی و امثالهم چه نتیجه مثبتی برای مردم داشته؟! اگر نداشته پس چرا اصلاح‌طلبان از رویه اشتباه خود با نتیجه «تقریبا هیچ» دست بر نمی‌دارند؟! همین مسئله روشن می‌کند که ظاهرا نامه خوئینی‌ها نه یک انتقاد یا حتی دلسوزی، که صرفا یک خودسازی اجتماعی اصلاح‌طلبانه است تا مسئولیت چند دهه نافرمانی از خط مشی رهبری و ناتوانی از مدیریت کشور را به عهده رهبری بگذارد.

خوئینی‌ها درحالی از شرایط فرهنگی امروز گله می‌کند که وزارت ارشاد برای دهه‌ها در دست هم‌حزبی‌های او بوده، خود او هم سابقه درخشانی در فرهنگسازی ندارد، فقط به عنوان یک نمونه به تفسیر تحریف شده او از قرآن در مسجد جوزستان اشاره می‌کنیم که با اعتراض شدید دانشمندان دینی از جمله شهید مطهری رو‌به‌رو شد و این شهید بزرگوار او را از خطر تفسیر بی‌مایه و تحریف شده قرآن بر حذر داشتند که البته توجه نکرد و نهایتاً یکی از شاگردان دست پرورده‌اش اکبر گودرزی بود که استاد مطهری را شهید کرد و دیگری شهید مفتح را و…

مردمی که چنین انتظاری دارند هرگز الزامات و محدودیت‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی (که البته چهل سال از آن گذشته است) و نیز کینه‌توزی دشمنان انقلاب، به‌ویژه آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی را نادیده نمی‌گیرند. همچنین آنان از پیامدهای دفاع مقدس غافل نیستند و به شهیدان و مجاهدان و نقش‌آفرینان آن حماسهٔ ملی و اسلامی، که فرزندان همین ملت بودند، سپاس و درود بی‌پایان تقدیم می‌کنند. اما همین مردم بر این باورند که مدیریت کشور، به‌ویژه عالی‌ترین سطح آن، باید با ملاحظهٔ همین مشکلات و چالش‌ها شیوه‌ای در مدیریت امور به کار می‌بست که امروز گرفتار این آشفتگی‌های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و … نمی‌شدیم.

رهبر انقلاب، سالهای سال ملاحظات دقیق و واضحی در برابر مشکلات داخلی داشتند، بایگانی بیانات ایشان هم در سایتشان موجود است، امیدواریم بعد از چند دهه برای یک بار هم شده سر بزنید و مجددا بخوانید! تا مثل شرایط مردم بعد از چند سال ناگهان مطلع نشوید! ایشان در سالهایی که زمزمه تجمل و اختلاس در بین مسئولین شروع شد کرارا بر دوری از تجمل، نگاه به مسئولیت به عنوان خدمت نه فرصت و توجه به ضروریات اقتصادی تاکید داشتند.

زمانی که دلخوش امضای کری و برجام بودید، تاکید کردند که مشکلات باید بدست جوانان کشور حل شود نه دلخوشی به این و آن، زمانی که هنوز تحریم‌های نفتی دولت شیخ حسن روحانی شروع نشده بود، تاکید داشتند که باید از خام فروشی جلوگیری شود و به عدالت اجتماعی رسیدگی شود، قبل از زمانی که فضای مجازی برای مدیریت افکار و تخریب خانواده فعال شود، نسبت به مدیریت آن و جلوگیری از ولنگاری فرهنگی تاکید کردند، قبل پاره شدن و حتی وجود برجام، تاکید کردند که این مذاکرات نتیجه‌ای ندارد. به راستی این ملاحظات بسیار وجود نداشت یا عمل به آن؟ و اگر عمل به آن نبود چرا؟! جواب آن را خوئینی‌ها باید بدهد.

شمایی که از زیبنده نبودن شرایط کشور تحت نام اسلام حرف می‌زنید، آیا عملکرد چنددهه‌ای هم‌حزبی‌های خودتان را زیبنده می‌دانید؟ یک نگاه به بی‌بی‌سی داشته باشید تا ببینید که مقر اصلاح‌طلبان دیروز است، مفسدان اقتصادی دیروز تحت حمایت چه افرادی بوده‌اند؟ لازم است صریحا نام برده شود فلانی؟ حزبی که حتی در خودسازی درونی ناتوان است و جز «تسلیم دربرابر آمریکا» و شعار «ما نمی‌توانیم» هیچ راهکاری ندارد، چگونه می‌خواهد به فکر مملکت باشد؟ این دلواپس‌نمایی ها فقط برای موج‌سواری رسانه‌های زنجیره‌ای خوب است و الا قضیه واضح‌تر از این حرف‌هاست که صبح جمعه بفهمیم.

اینجانب، با رعایت اختصار، مهم‌ترین مطلب از گفتنی‌های بسیار را که لازم می‌دانستم به عرض رساندم و بیش از این به ملت بزرگوار ایران و حضرت‌عالی تصدیع نمی‌دهم و تنها با یک کلام دیگر سخن را به پایان می‌برم:

اگر شیوه‌ای که تاکنون به کار رفته است نتیجهٔ محاسبات متعارف و براساس آراء و تحلیل‌های شناخته‌شده در حکم‌رانی است، پس هستند پرشمار صاحب‌نظرانی که حق دارند و باید مجاز باشند تا زبان و قلم به نقد بگشایند و درست و نادرست این روش را تذکر دهند و اصلاح آن را با تأکید درخواست کنند و نگران پیامدهای ناگوار بهره‌مندی از این حق طبیعی و الهی نباشند. اما اگر مبنای تصمیمات این چند دهه دانسته‌هایی از مبادی غیرمتعارف است که تنها در اختیار خواصی از بندگان خدای متعال است که بنده و امثال بنده هیچ حظّی از آن نداریم و، در نتیجه، آنچه بر کشور و مردم و جمهوری اسلامی می‌گذرد سرنوشتی محتوم و گریزناپذیر است، پس همگان تسلیم امر محتوم و مشیّت الهی خواهیم بود، ان‌شاءالله.

شیوه به کار رفته در این چند دهه، شیوه خط فکری حزب خودتان بوده و افرادی که به خوبی با آنان آشنا هستید، بنابراین تا دلتان بخواهد برای مسئولین شرایط فعلی می‌توانید قلم به نقد بگشایید، اما به خاطر داشته باشید که از این جهت اشباع هستید چرا که بی‌عرضگی اصلاحات و مدیران اجرایی آن برای چند دهه موجود است و اساسا نیاز به نقد نیست، چرا که اگر هدف از نقد تغییر رویه باشد که بعد از چند دهه تغییری دیده نمی‌شود! و اگر رو کردن ضعف و معایب باشد که اصلاحات در این زمینه هم کاملا اشباع شده.

از تصدیعی که دادم پوزش می‌خواهم و دوام عمر و سلامتی آن حضرت را از خداوند خواستارم.

طی روزها و ماه‌های آینده شاهد سخن از جانب مردم، یادآوری مشکلات مردم و دعوت به همکاری برای رفع مشکلات از سوی اصلاح‌طلبان خواهیم بود! البته اگر به اهداف خودشان نرسند هم شاهد شروع روال زنجیره‌ای برای سیاهنمایی اصل حکومت و سانسور نقش بیش از سه دهه تسلط اصلاحات بر امور اجرایی و کلان کشور خواهیم بود.

نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن