واکنش دولت به نامه رئیس دوازده کارگروه مجلس

علی ربیعی، در بخشی از سخنان خود، به نامه دوازده رئیس کارگروه‌های مجلس به روحانی با موضوع مشکلات اقتصادی و گرانی و معیشتی، گفت:

نسل‌های جدید ما از دهه شصت(!) به این سو حالشان خوب نیست. این نامه می‌تواند آغاز مبارکی برای پاسخ به این سؤالات باشد که کدامین مسیرها به غلط رفته شده است و این وضعیت حاصل کدامین سیاستگذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌هاست؟

قبل از دهه شصت هم دلِ خوشی از برخی دولت‌ها نداشتند!

مهم‌ترین وجه پنهان این نامه، مقصرانگاری یکسویه، عدم تبیین علمی و نیز عدم مسئولیت‌پذیری نویسندگان آن است. نامه چنان لحنی دارد که گویی مجلس شورای اسلامی در همه چهل سال گذشته و بالاخص در دو دوره گذشته، متناظر با دوران دولت‌های یازدهم و دوازدهم که اصولگرایان اکثریت قاطع مجلس را در دست داشته‌اند(!)، هیچ مسئولیتی در وضعیت جاری کشور ندارد. انگار نه انگار که بودجه در کمیسیون‌های مجلس تغییر می‌کند و به تصویب می‌رسد، مصوبات مجلس و قوانین مصوب آن بر اداره کشور مؤثر بوده‌اند و وزرای دولت و برنامه‌هایشان از مجالس رأی اعتماد گرفته‌اند و نمایندگان دو مجلس اصولگرا در همه هفت سال گذشته با هزاران سؤال و ده‌ها جلسه طرح پرسش و استیضاح، بر دولت نظارت داشته‌اند. گویی اداره کشور حاصل جمع مسئولیت مشترک و اختیارات اعمال‌شده دولت و مجلس و سایر قوا، نهادها و شوراهای فراقوه‌ای مختلف نیست(!).

دقیقا همین سه مورد در دولت و در همین پاسخ هم موجود است، بعلاوه اینکه اکثریت مجلس دست اصول‌گرایان نبوده و قاطبه قوای اجرایی کشور در دست دولت یا همسوی با آن بوده و این موضوع نتنها پوشیده نیست بلکه مورد تایید هم‌حزبی‌های حضرتعالی هم بوده.

نامه چنان لحنی دارد که گویی پیش از سال 1392 همه چیز بر وفق مراد بوده و تاریخ اداره کشور بالاخص در هشت ساله دولت‌های نهم و دهم هیچ میراث ناگواری برای وضعیت اقتصادی، سیاست خارجی، سیاست داخلی، محیط‌ زیست، فرهنگ و جامعه نداشته و دولت‌های یازدهم و دوازدهم اقتصادی بسامان، جامعه‌ای کم‌تنش، سیاست خارجی سراسر آرامش و پر از همکاری بین‌المللی را تحویل گرفته‌اند و ویرانه‌ای تحویل داده‌اند. نامه چنان نگاشته شده گویی هیچ یک از امضاکنندگان سابقه عضویت در مجالس و دولت‌های گذشته را نداشته‌اند.

پیش از ۹۲ هرطور بوده، دولت فعلی چه کاری انجام داده؟ چه بهبودی داده؟ یا شاید هم قصد دارد ویرانه‌تر تحویل دهد؟! خلاصه بگوییم شما چه کرده‌اید؟!

نامه تأکید دارد که به‌دنبال بازگشت روحیه انقلابیگری است. حال آنکه 9 نفر از اعضای امضاکننده نامه در مجالس انقلابی هشتم و نهم نماینده بوده و سه نفر دیگر در دولت قبل فعالیت کرده‌اند. برادران گرانقدر تا زمانی که قرار بر این باشد که مسئولیت وضع موجود را همگان نپذیرند و اثر مسیر و میراث تاریخی شیوه اداره کشور بر شانه‌های اقتصاد و جامعه ایران تحلیل نشود، گشایشی حاصل نمی‌شود. آنچه که شما امروز نمی‌پسندید محصول کردار همه قوا، نهادها و شوراهایی است که سهمی در حکومت داشته و دارند، هیچ کس از نپذیرفتن بار این مسئولیت طرفی نمی‌بندد و گرهی نمی‌گشاید. ظرفیت طرح مسأله و حرکت به سمت تدوین راه‌حل‌ها از نقطه‌ای آغاز می‌شود که همه، مسئولانه سهم خود را در پیدایش این وضعیت بپذیرند نه آنکه سنگر بگیرند و شلیک به دیگری را مهم‌ترین وظیفه خود بشمارند و به گونه‌ای سخن بگویند که گویی سیاستگذاری و سیاست در ایران تاریخ ندارد و از روز اول مجلس یازدهم آغاز شده است. مردم هم به این عدم قبول مسئولیت، سخن تند گفتن‌ها و شعارهای بدون مصداق و عمل روشن و مدون دادن‌ها عادت دارند و این شیوه هیچ امید جدیدی در میان آحاد جامعه ایجاد نخواهد کرد. سخن من این است که اگر واقعاً قصد داریم مسأله‌ای حل شده، راهکاری در افق پدیدار شود و بن‌بست‌های سیاستگذاری بشکند، باید به گونه دیگری و بر سر مسائل دیگری سخن گفت و از کلیات فراتر رفت.

همگانی که قطعا باید بیش از همه شامل دولت فعلی شود! اما ظاهرا هیچ نشانی از مسئولیت پذیری در میان دولت فعلی دیده نمی‌شود! چرا تا نوبت به کاستی‌های دولت می‌شود بازخوانی تحریف‌شده تاریخ سیاسی انقلاب شروع می‌شود!

علی ربیعی به نحوی به تاریخچه نمایندگان مجلس می‌پردازد گویی مسئولین دولتی حتی شخص رئیس جمهور و خودش قبل از سال ۹۲ در ایران نبوده‌اند! شما مشاور خاتمی یا نماینده وزارت اطلاعات در مجلس نبوده‌اید؟ شما وزیر کار نبوده‌اید؟! شما و هم حزبی‌هایتان برای بیش از سه دهه (از مجموع حدود چهل سال!) قدرت مجلس و دولت را در دست نداشته‌اید؟! آیا صرفا با همان ریاست جمهوری دوره نهم و دهم ایران ویرانه شد؟! آیا مشکلات اقتصادی و تحریم‌های حقوق بشری و نفتی ناشی از مجلس ششم هم حزبی شما، شورش هم حزبی شما در انتخابات، اکثریت هم حزب شما در دو دوره اخیر مجلس، و دولت فعلی نبوده؟

علی ربیعی در ادامه سه پیشنهاد می‌کند که واقعا جای سوال دارد چرا دولتش در هفت سال گذشته و حتی قبل انتخابات ۹۲ ذره‌ای به آنها پایبند نبوده؟!

یک. پیش فرض چنین راهبردی برای حل مسائل ایران این است که هیچ کدام از زیر بار سهم خود در پیدایش و تداوم مسأله‌های آزاردهنده اقتصاد و جامعه، سیاست داخلی و سیاست خارجی شانه خالی نکنند، روش متهم کردن یکدیگر را در پیش نگیرند و همه مسئولیت بپذیرند.

در همین پاسخ، سخنگوی دولت روحانی تلویحا به مشکلات دولت قبل اشاره می‌کند، اما بدون فاصله می‌گوید همه باید مسئولیت بپذیرند! خب دولت شما چه مسئولیتی پذیرفته؟! حزب شما چطور؟ لازم به یادآوری نیست که بحث موشکی، نانو، مسکن، رابطه دیپلماتیک با چین و روسیه محصول کار دولت قبل بوده و اگر نبود نامه و خرابکاری‌های مجلس اصلاح‌طلب ششم، سیاهنمایی‌های رسانه‌های زنجیره‌ای و شخص رییس جمهور درباره مدیریت ارز و همچنین نافرمانی مدنی موسوی که موجب تحریم نفتی شد، به مراتب مردم مشکلات کمتری داشتند که همه و همه حاصل تلاش نمایندگان و مدیران اصلاح طلبی است که مدعی بودند اگر به ریاست جمهوری برسند ۱۲۰ روزه چه کار‌هایی که نمی‌کنند! اما بعد هفت سال «تقریبا هیچ» کاری نکرده‌اند!

آقای ربیعی! اگر قبلا ویرانه گرفتید و الان ویرانه‌تر پس‌دهید، بازهم مشکلی از ضعف و بی‌تدبیری هفت ساله دولتتان کم نمی‌کند! شما بگویید خودتان چه کرده‌اید؟ چه چیزی را بهتر کرده‌اید؟! تنها دلخوشی دولتتان برجام بود که آنهم جز نام چیزی برایش نمانده، نه گشایشی شد و نه حتی تحریم‌ها رفع شد. وضع اقتصادی مردم را بدتر کردید و دیپلماسی‌ای را که هم‌حزبی‌هایتان خراب کردند نتوانستید درست کنید!

دو. همگان از تصور شناختن مسائل و صرفاً دغدغه خود راه‌حل داشتن، دست بردارند. بیایید باور کنیم بخش عمده‌‌ای از مزمن شدن مسائل و عدم موفقیت در حل آنها، بسنده کردن به دانش و شناخت خود و اطرافیان و در سایه بدبینی و متهم کردن این و آن به‌وجود آمده است. بخشی از راهکارها در دانش جهانی وجود دارد و خیل نخبگان این سرزمین می‌توانند گره گشای مشکلات باشند و در تعاملی اینچنین این موفقیت به دست می‌آید.

قبلا بایگانی سایت شخصی حسن روحانی را گذاشته بودیم، فکر می‌کنیم ایشان اشاره به همان دورانی دارند که همگی اصلاح‌طلبان مدعی بودند به راحتی اقتصاد و تحریم‌‌ها را برطرف می‌کنند! اگر قلبا معتقد به راه‌حل درونی و نخبگانی بودید لااقل یکبار در این هفت سال می‌دیدیم!

سه. بپذیریم که مسائل ما اجتماعی و جمعی هستند. حل کردن آنها بدون مردم، بدون طرح در سطح ملی و بدون شکل دادن به فرآیند گفت‌وگوی اجتماعی فراگیر درباره آنها ناممکن است. ما قادر نیستیم این مسائل را فقط در اتاق‌های دربسته بدون آنکه به دقت درباره ابعاد، ملزومات و پیامدهای حل آنها با مردم گفت‌وگو کنیم، صورت‌بندی کرده و حل کنیم.

این هم مورد سومی بود که سخنگوی دولت گفت، اما واقعا چرا تاکید بر درهای بسته؟! آیا برجام پشت درهای بسته نبود؟ سهمیه‌بندی بنزین چطور؟ حذف مسکن مهر چطور؟ واردات غیرضروری چطور؟ ارز دولتی رانتی چطور؟

یادداشت نوشتن از «باید ‌ها» چیز بدی نیست، مهم عمل به این باید‌هاست، وگرنه مسئولیت پذیری، پرهیز از خودپسندی و متهم کردن دیگران و سیاهنمایی، ناامید نکردن مردم و نهایتا شفافیت را پیش از این رهبر انقلاب مفصلا توضیح داده‌اند. شما چقدر عمل کرده‌اید؟!

نهایتا سخنگوی دولت تلویحا هرگونه تمرکز مجلس روی عملکرد دولت را بیجا می‌داند و پیشنهاد چند موضوع برای قانونگذاری می‌دهد.

اما نکته مهم این جواب را شاید بتوان در چند شماره خلاصه کرد:

  1. گرفتن حالت تدافعی و مؤدبانه دربرابر توهین و تهاجم(!).
  2. توصیه به نکاتی(برای جلوگیری از نقد دولت)، درصورتی که در ضمن همان بیانات این نکات نقض می‌شوند.
  3. توصیه به عدم تمرکز مجلس روی دولت! درحالی که نقد و نظارت بر دولت منافاتی با امید مردم، حل مشکلات و قانونگذاری ندارد.
  4. تاکید بر دوگانه کارامدی و نقد دولت! گویی اگر مجلس بخواهد ناکارامدی های دولت را بگیرد موجب ناامیدی مردم شده و از وظایف خود کوتاهی کرده پس ساز مخالف با دولت نباید زد ولو با دلیل علمی و منطقی!
  5. بیان آرام غیرمعمول دولت در مقابل نقد که برخلاف دفعات قبل خبری از بی‌شناسنامه و جهنمی نیست، اما همچنان متلک‌های محترمانه سرجایشان هست و دولت نتوانسته اینها را نگوید! این تغییر روش بیشتر از آنکه بهبود دولت در پذیرش نقد باشد، سعی دولت در مهار انتقادات نسبت به خود و مدیریت افکار عمومی است؛ آنهم با روش محبوب و منسوخ اصلاح‌طلبان، «حرف درمانی»!
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن